X
تبلیغات
الی گشت
رایتل

زندگی اما ..!؟

دل سوختگان

پاییزان

 

 

پاییزان . . .

بار دگر می رسد با خزان . . .

و بر این روزگاران . . .

می زند رنگ و بوی تازه ای از جان . . .

نویدی از بارانهای مهرورزان . . .

می نشیند آهسته بر جسم و جانان . . .

باز آهستهء قدم زنان . . .

بر خش خش برگ افتاده از درختان . . .

نم نم عاشقانه های باران . . .

زنده می کند خاطرات آن زمان . . .

نسیمی از سردی وزان . . .

می زند بر پیکرهء تنان . . .

در خود می روند باز مردمان . . .

تا که یادآوری کنند از رفتهء گذران . . .

 

پاییز و پاییزان . . .

فصل برگ ریزان . . .

زرد و طلائی برگان . . .

بنفش و نارنجی روزگاران . . .

سبک می شود از گرفتهء دوران . . .

می آموزد تجربه های بی امان . . .

تا که دنیای همه در گذران . . .

هر فصلش پیامی دارد بر آدمان . . .

شاد و خندان باشید در این جهان . . .

مهر و محبت کنید روز و شبان . . .

که عاقبت پروازی ست بسوی آسمان . . .

بی شک بر تمامی این مردمان . . .

آنان که ریزند زشتی و پلیدان . . .

رسند تا نهایت عشق و عاشقان . . .

 

پاییزان . . .

فصل عشق و عاشقانه های زمان . . .

 


 

 


دنیای ست و زندگی . . . 

و باید ساخت با روزهای رفتنی . . .
گذر و عبور عمر آدمی . . .
اتمامی بر همه لحظات دنیایی . . .
کاش بشر خفته در شیرین رویایی . . .
بداند که روزی می رود بی خبر و آگاهی . . .
که این قصهء تکرار مرگ و نیستی . . .
قرنهاست که تلنگر می زند با فریادی . . .
انسان خو گرفته به مادی . . .
برگیر از خود و رو بسوی معنوی . . .
پیشینیان رفتن و تو هم می روی . . .
همچنان که آمدن و عاقبت شدن یادی . . .





bahram-taherpour

   ( دلسوختگان )

     95/7/1

تاریخ ارسال: جمعه 2 مهر 1395 ساعت 22:01 | نویسنده: بهرام - طاهرپور ( دل سوختگان ) 37 نظر

تمنای زندگی


مرا عاشقانه دوست بدار . . .

تو ای اتفاق قشنگ روزگار . . .


همه عمر به انتظار دیدار . . .

تا که رسم به تو در این لیل و نهار . . .


دنیا و قشنگیهای بی شمار . . .

پای تو گشته زبون و خوار . . .


ساقی و میکدهء عشق و انتظار . . .

شراب چشمانت می کند مست و خمار . . .


نیم رُخی از سیمایت پدیدار . . .

گشته سرگردان این دل زار . . .


هر لحظه عشق در من نمودار . . .

مسیر پرواز را می کشد پرگار . . .


صحبت از ماه روی بهار . . .

می برد فکر و هوش را از کردار . . .


وصف تو در هر سخن و گفتار . . .

ورد زبان گشته در دعای افطار . . .


همه غم از دنیایت دور دار . . .

شادیم وصال با توست ای نگار . . .

 



bahram-taherpour

    ( دلسوختگان )

    شهریور - 95


تاریخ ارسال: یکشنبه 28 شهریور 1395 ساعت 22:55 | نویسنده: بهرام - طاهرپور ( دل سوختگان ) 13 نظر

دنیای عشق


گاهی . . .

باید گفت هر آنچه که در وجود داری

عشق را باید بروز داد هر اندازه که دوستش داری

مهر را باید نشاند به مقداری که محبت داری

یار را باید شناخت تا که دلبری و دلداری داری

و گفتن حرف دلت ، زیباترین اتفاق دنیاست که عاشقانه بر دل دلدارت می نشیند و همه آرامش و آسایشها را بر روح و روانش می نشاند ...

عشق . . .

بی صدا و خاموش می آید .. بر قلبت می نشیند .. و تمام دنیای و وجودت را به تب و تاب می کشاند .. تا که تنها او باشد .. و تنها در کنار او آرامش می گیرد قلب عاشقی که عاشقانه برای یار می تپد . . .

عشق . . .

تسخیر جسم و جان آدمی ست .. و رنگ شاد زیباییها را ، به الوان گونهء رنگین کمانها ، در نهایت رویای و آرزوها ، عاشقانه خواهد زد بر تمام دنیای و زندگی آدمها . . .  


 


bahram-taherpour

     (دلسوختگان)

         95/6/12

تاریخ ارسال: یکشنبه 14 شهریور 1395 ساعت 00:51 | نویسنده: بهرام - طاهرپور ( دل سوختگان ) 57 نظر

امتداد زندگی



دستهایت را تنها می بینی . . .


نگاهت را خسته می یابی . . .


روزهای سرد تکراری . . .


آرزوهایت را بر باد می دانی . . .


آهنگ خوش زندگی . . .


در دور دستها می بینی . . .


نغمه ترانه شادی . . .


غیر زندگی خود می یابی . . .


دنیای تاریک تنهایی . . .


همسفر ادامه راه می دانی . . .


آدمهای بی احساس همراهی . . .


در جای جای زندگی می بینی . . .


لحظه های سکوت تکراری . . .


در ساعتهای تنهایی می یابی . . .


هجوم بی وقفه تاریکی . . .


در جسم و جانت می دانی . . .


همراهان سنگ دل بی رحمی . . .


امتداد عمر زندگی می بینی . . .


زخم شمشیر نامرادی . . .


بر پیکرهء جسم و جانت می یابی . . .


این نامردمی و نامروتی . . .


سالهاست که با تجربه ها می دانی . . .





bahram-taherpour

     (دلسوختگان)

95/6/2 - 6/00 صبح

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 2 شهریور 1395 ساعت 11:14 | نویسنده: بهرام - طاهرپور ( دل سوختگان ) 49 نظر

ضربه های زندگی


من و تو . . .

مسافر این پهن دشت عظیم . . .

هر کدام . . .

عاقبت روزی می میریم . . !؟


 

همیشه از جایی که انتظار ندارید . . .

بیشترین صدمه ها و آسیب ها را می بینید . . !؟


 

علم و آگاهی ، همراه با هوشیاری ، و درک و باوری درست از شناخت خود و محیط پیرامون زندگی و آدمهای مختلف آن ، موجبات آرامش و آسایشها را فراهم خواهد نمود . . .


فرد هوشیار ، نسبت به تمام زوایای مختلف زندگی و متفاوت آدمهای آن ، احاطه و تسلط نسبی دارد و می تواند بسیاری از موضوعات و مسائل را حتی قبل از وقوع نیز تشخیص دهد و اقدامات لازم را در مواجهه با آن داشته باشد .. افراد هوشیار ، از زاویای دید بسیار بهره مندند و مختلف دید نگاهان بر مسائل و موضوعات مختلف زندگی را دارا می باشند و چنین افرادی هم برای خود و هم برای دیگران بسیار سودمند و مفیدند . . .


زندگی و آدمهای آن ، پیچیدگی خاص خود را دارد .. ساده می نمایاند اما در عین حال بسیار سخت و مرموز است .. گاهی راحت و آسان پیش می رود .. گاهی هم سخت و طاقت فرسا می شود .. اما به هر حال نباید لحظه ای از آن غافل شد و جایی را و کسی را به حال خود واگذار کرد و منتظر پیشآمدها و حوادث خوب یا بد شد .. بلکه باید لحظه به لحظهء آن را مدیریت و برنامه ریزی کرد و اشرافیتی معقول بر آن داشت تا که خود ایجاد کننده و یا جلوگیر کننده باشیم . . !!


وقتی که زندگی و رفتارها از کنترل خارج می شوند و یا نسبت به آنان کوتاهی و شناختی نباشد ، می توانند باعث و بانی انواع ضربات و صدمات سخت و مهلک شوند .. که حاصل آن تأوانهای سنگین پس دادن و حوادث جبران ناپذیر خواهد بود . . !؟


هوشیاری فرد نسبت به زندگی فردی و اجتماعی ، بسیار یاری رسان و امدادگر در بهتر زیستن و داشتن آرامش و آسایشها است .. راههای نفوذ زشتی و پلیدی را می بندد و هر روزنه ای به نفوذ اعمال منفی بسته می شود .. جایی که آدمها بیشترین ضربات را می خورند دقیقا جایی است که هرگز به آن فکر نمی کنند و نسبت به آن اعتماد و اطمینان کامل دارند .. صدمات چه عمدا و یا چه سهوا ، بانی و باعث انواع معضلات و مشکلات می شوند و در هر دو صورت فرد یا افراد آسیب می بینند چه عمدا و یا چه سهوا . . !!!؟؟؟


ما تنها می توانیم بر رفتار خود احاطه و تسلط داشته باشیم و در مورد رفتار دیگران فقط می توانیم پند و اندرز ، و یا نوید و بشارت دهیم .. پس هرگز نگران رفتار دیگران نباشیم ، زیرا آنان همان کار و رفتاری را انجام می دهند که خود می اندیشند درست ترین است .. ما باید بیندیشیم و بدانیم کدام رفتار دیگران بر زندگی ما تأثیر گذار و باعث و بانی ایجاد مشکلات و معضلات خواهد شد تا که از بروز آن جلوگیری و در حل و فصل آن توانا باشیم . . .


زندگی در لحظه بسیار سخت و طاقت فرسا است که لحظه ای اوضاع و امور را رسیدگی کرد .. اما گاهی در زندگی اتفاقات و حوادثی رُخ می دهد که باید لحظه به لحظه هوشیار بود و اوضاع و احوالات را کنترل و مدیریت کرد تا که حادثه و اتفاقی ناگوار پیش نیآید . . .


با داشتن علم و آگاهی ، و با هوشیاری پیش رفتن ، چاره و راهکار حل هر گونه مشکل بوجود آمده است . . .


پ . ن : یک کلاهبردار از لحظه های غفلت قربانی استفاده می کند .. یک رُمال و یا شیاد از لحظه های غفلت قربانی استفاده می کند .. شیطان از لحظه های غفلت آدمیان نهایت بهره را می برد .. گاهی لحظه ها تعیین کننده عمر و زندگی هستند .. یک تصمیم درست در یک لحظه ، یک عمر صحت و سلامت و آسایش و آرامش است .. و یک تصمیم اشتباه در یک لحظه ، کل عمر و زندگی را به  تباهی و فساد و نابودی کشاندن و بر باد تمام اندوخته ها است . . .


یاد و ذکر خدا را به همراه داشتن ، حلال تمام مشکلات و فائق آمدن بر آنهاست . . .



bahram-taherpour

    ( دل سوختگان )

     مرداد - 1395


 

تاریخ ارسال: دوشنبه 25 مرداد 1395 ساعت 14:40 | نویسنده: بهرام - طاهرپور ( دل سوختگان ) 47 نظر

دانستن زندگی


بی شک . . .


همهء ما خواهیم مُرد . . .


و در این میان . . .


مهم "زنده بودن " ما نیست . . !!


مهم " درست زندگی " کردن ماست . . !؟



 

علم و دانش .. مطلب و موضوعی خاص .. اگر درست درک و فهم نشود و عمقی مورد تجزیه و تحلیل قرار نگیرد و شناخت و باور صحیح از آن برداشت نشود ، نه تنها مفید و کارا واقع نمی شود ..!! بلکه موجب زیان و خُسران نیز می شود ..!؟ و اینجاست که خداوند متعال در قرآن کریم می فرمایند :

 

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ ۙ وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا (اسراء/82)

 

وقتی که . . . 

معنای واقعی واژه ها دانسته نشود . . .

انجام درست اعمال و رفتارها صورت نگیرد . . .

درک و فهمی به دنیای پیرامون و محیط زندگی نشود . . .

باورها و اعتقادات چیزی بمانند تقلید کورکورانه و تکرار شوند . . .

چه انتظاری از چنین اجتماعی است ..!؟


 

     بهرام طاهرپور

95/4/26 - 5/26 صبح

 

    

تاریخ ارسال: چهارشنبه 30 تیر 1395 ساعت 11:49 | نویسنده: بهرام - طاهرپور ( دل سوختگان ) 66 نظر

مغناطیس زندگی


قطبهای همنام همدیگر را دفع می کنند . . .

قطبهای غیر همنام همدیگر را جذب می کنند . . .

 

زندگی با تمام بالا و پایین هایش زیباست .. با رنگارنگ الوان گونه اش زیباست .. با افکار و تفکرات متفاوتش زیباست .. با شکل و صورتهای گوناگونش زیباست .. با نوع باورها ، اعتقادات ، رسم و رسومات ، فرهنگ و آدابهای اجتماعی و فردیش زیباست .. و حس و انگیزهء زندگی کردن را بر تک تک افراد اجتماعات بشری وارد می کند . . .

 

ثابت بر انسانها .. پایبندی به تعهدات ، عهد و پیمانها ، رعایت حد و حدودها ، و انجام اصل و اصول دنیای بر زندگی فردی و اجتماعی افراد است . . .

 

زندگی با همهء آن زیباست .. با متغیر گویش و گفتار .. رفتار و اعمال .. موقعیت و جایگاه افراد .. اندیشه ها .. باورها .. و وقتی همه و همه برای شادی و خوبی هم تلاش می کنند و همه و همه از زشتی و بدی دوری می کنند .. گاهی باید اندیشید .. گاهی باید تفریح کرد .. گاهی باید سخت و منضبط بود .. گاهی باید نرم و لطیف شد .. گاهی باید سخت تلاش و کوشش کرد .. گاهی باید آرام گرفت و مطلق سکوت کرد .. گاهی با غم و گاهی با شادیهایش باید با مردمان همدردی کرد .. گاهی بزرگ و دانایی برای راهنمایی و ارشاد ، و گاهی کودک کودک بود . . .

 

ازدواج پیوند تفکرات و اندیشه هاست . . .

ازدواج پیوند جسم و تن ها نیست . . .

ازدواج پیوند دو قطب غیر همنام است . . .

ازدواج پیوند قطبهای همنام نیست . . .

 

زندگی و تشکیل آن .. با قبول ثابت بر انسانها ، و ادامه با متغیر انسانهاست . . .


اصل و اصول واقعی دنیای و زندگی و پذیرفتن آن و ایمان و اعتقاد کامل به آن داشتن ، یک اصل مهم و ثابت بر تمام انسانهاست و این آهن ربا بودن و کهربایی بودن زندگیهاست . . .


متغیر رفتار و کردارها ، با تنوع گویش و شنیدار و دیدار ، ابراز گوناگون احساسات و نوع اندیشه ها مختلف برای حل و فصل مسائل ، علم و آگاهی و دانشی متفاوت نسبت به دنیای زندگی و زندگی دنیایی ، ایجاد گوناگون آرامش و آسایشها ، و یکسو مرد و یکسو زن بودن تشکیل زندگیها ، قطبهای غیر همنام آهن ربا و کهربایی بودن و جاذبه های انسانهاست . . .

 

قطبهای همنام همدیگر را دفع می کنند نه همدیگر را جذب .. و حال اینکه فرهنگ امروزی جامعه چنین افرادی را مناسب هم می داند و عاقبت کار هم معلوم . . !؟

 

هر چیزی که تکراری و مداوم در رفتار و کردارها باشد ، بعد مدتی کسل کننده و خسته کننده می شود و فرد و افراد را از آن بیزار می شوند .. تکرار و به یک گونه زیستن و رفتار کردن ، قدرت تنوع و نوع آوری را از بین می برد و بیزاری و دوری را به ارمغان می آورد . حتی اگر زوجین باشند و زندگی زناشوئی داشته باشند . . !؟

 

پایبندی و رعایت اصل و اصول درست زندگی و رفتارها ، باعث تشکیل و ایجاد پیوندها می شود .. و تنوع رفتاری و گفتاری و تقسیم کارها بنا بر توانایی و کارایی ، باعث ایجاد ادامه دادن ، تحکیم پیوند ، و جاذبه برای هم داشتن می شود .. و چنین رفتاری ، انگیزه و حس خواستار بودن را در انسانها ایجاد می کند و افراد را جذب هم می نماید تا که دفع هم . . !؟

 

زندگیهایی که با اصول درست تشکیل یافته اند و جاذبه و انگیزهء ادامه دادن را در بین زوجین فراهم آورده است ، هرگز به خیانت ، آزار و اذیت ، سردی رابطه ، و نهایتا به طلاق منجر نمی شود .. بلکه طرفین روز به روز مجذوب هم می شوند و با همدلی و همراهی هم ، تمام موانع کوچک و بزرگ ایجاد شده را بر می دارند و لحظه ای از شادی و آسایش روحی و روانی هم غافل نمی شوند و مداومت و پیوستگی را تا پایان عمر و حتی بعد مرگ هم نسبت به هم دارند . . .

 

امروزه ازدواجها بر مبنای هم قطبی بودن تشکیل می شود که قطبهای همنام همدیگر را دفع می کند .. بعد مدتی زندگی سرد و بی روح می شود و تنوع و انگیزهء لازم برای ادامه در این نوع زندگیها وجود ندارد که طرفین را به سمت هم جذب کند .. رفتارها و اندیشه ها کاملا به هم می مانند و در مواجهه با هر نو مشکلی حتی کوچک ، آن زندگی به بزرگترین مشکلات گرفتار می شود .. خلاقیت و ایجاد راهکارهایی که اساس و بنیان خانواده را محکم و استحکام ببخشد ، وجود ندارد و رفتارها بیشتر همدیگر را آزار می دهد تا اینکه آرامش و آسایشی پدید آورد . . !؟


" خیانت " یک " اشتباه " نیست . . !!

بلکه " درست ترین " رفتار در " رابطهء " غلط  است . . !؟  

 

وقتی که جامعه کنونی ما دچار رفتارهایی از قبیل رابطه های مردان متأهل با دختران و زنان دیگر ، و بر عکس نیز همینطور ! .. فرد در همراه زندگی خود جذبه ای نمی بیند که مجذوب او شود و چشم از غیر بپوشاند .. او آرامش و آسایش خود را در وجود قطب غیر همنام خود پیدا می کند و به راحتی چشم به زندگی خود و تعهدات داده شده اش می بندد و با کسی که متناسب و مناسب اوست وارد رابطه های عاطفی می شود .. زیرا که پایه و بنیان تشکیل زندگی مشترک او بر مبنای اشتباه و درک نامتقابل هم صورت گرفته و شخص هیچ انگیزه ای برای ادامه به آن زندگی ندارد و در محیط بیرون و جایی دیگر به دنبال نیمه گمگشتهء خود می گردد . . !؟ 

 

دوستی و رفاقت بر مبنای رفتارها و تفکرات و باورهای کاملا شبیه هم ایجاد می شود و هر چه باورها و اندیشه ها به هم نزدیکتر باشد ، دوستی قویتر و محکمتری ایجاد می شود .. در رفاقت ، دو نفر می توانند دوستان خوبی برای هم باشند از زن و مرد .. اما این مسئله در ازدواج کاملا متفاوت است .. بارها شاهد بودیم که فامیلها و یا در روابط کاری ، دو نفر سالهای سال خیلی با هم دوست و رفیق بوده اند و بعد ازدواج با هم ، چند ماه بیشتر دوام نیآورده اند و عاقبت آن زندگی به طلاق کشیده شده است .. زیرا بحث ازدواج و زندگی زناشوئی بسیار متفاوت با دوستی و رفاقتهاست .. در رفاقتها ، دو نفر ما بین خود حد و مرزی دارند و خیلی چیزها رعایت می شود .. اما در ازدواج دو نفر کاملا روابط عاطفی و جنسی با هم دارند و لباس و پوشش هم هستند و حدودی بین آنان وجود ندارد .. و این اشتباه بزرگی است که زندگی مشترک بر مبنای دوستیها و رفاقتها تشکیل شود . . !؟

 

دو نفر که با هم ازدواج می کنند باید هنرها و خلاقیتهای بسیار و بیشمار برای هم داشته باشند و هر دو نفر برای طرف مقابل ایجاد انگیزه و جذبه کند ، تا که طرف مقابل مجذوب انواع هنر فکری و باوری ، گفتار و شنیداری ، رفتار و کرداری شریک زندگی خود شود و انگیزه و حس لازمهء ادامه بر زندگی مشترک را با او داشته باشد .. هنرها و خلاقیتها در موقیتهای مختلف به داد زندگی مشترک می رسند و باعث می شوند درست رفتارها و کردارها در مواجهه با دنیای خارج و آدمها ، و انواع مشکلات و معضلات ، انجام شود و تک تک موانع زندگی را از سر راه برداشته شوند و اطمینان و آرامش و آسایش بر طرف مقابل و زندگی مشترک ایجاد گردد . . .

 

وقتی نگاهی عمیق به مسائل و زندگیهای مشترک امروزی می اندازیم .. به راحتی قابل درک و فهم است که مشکل اصلی طلاق ، جدایی ، فروپاشی خانواده ها و بروز انواع رفتارهای زشت و ناپسند از جمله خیانت ! ، ربطی به مسائل اقتصادی ، همسطح نبودن ، صورت ظاهر ، جایگاه و موقعیت ، تحصیلات ، شغل ...... ، ندارند .. بلکه علت اصلی طلاق و سردی زندگیهای مشترک ، نبود جذبه زوجین نسبت بهم است و طرفین در نبود انگیزه و احساس مثبت بهم ، بیشتر همدیگر و زندگی مشترک را تحمل می کنند و برای ارضاعات عاطفی خود با شخص دیگری ارتباط برقرار می کنند و باعث و بانی انواع ناهنجارها و معضلات اجتماعی می شوند .. و یا بعد مدتی زندگی ، از هم جدا شده و در صورت نبود اطلاعات کافی و پی نبردن به واقعیت و علل بوجود آمدن طلاق و جدایی ، و مشکلات بوجود آمدهء قبل ، باز اشتباه اول را تکرار می کنند با ایجاد زندگی مشترک جدید و دوباره مشکلات نو و گرفتاریهای جدید . . !؟    

 



 bahram.taherpour

    (دل سوختگان )

95/3/22 - 12/30 صبح


تاریخ ارسال: دوشنبه 14 تیر 1395 ساعت 19:24 | نویسنده: بهرام - طاهرپور ( دل سوختگان ) 71 نظر

متفاوت زندگی


زندگی . . .

متفاوت آدمهاست . . !!

و مشابهت رفتارهاست . . !؟


 

کاش زندگی قصه بود . . .

تا که خود می نوشتیم پایان خود . . .


 

زندگی زایدهء تفکرات ماست و دقیقا آن می شود که ما می اندیشیم و به آن فکر می کنیم . . .


ما دنیای و زندگی خود را با تفکرات ، نوع باورها و اعتقادات ، دید و زاویه نگاها ، محیط پیرامون و برداشت از آن ، و نهایتا تصمیم و اراده ای که برای خود تعیین می کنیم . می سازیم و ایجاد می کنیم . . !؟


پس خود می توانیم سرنوشت خود را رقم بزنیم و توان آن را داریم که تعیین کنیم چه پیش آید و چگونه باید بگذرد .. ما می توانیم قصهء زندگی خود را ، خود بنویسیم و تعیین کنیم .. بنمایانیم خوبیها ، دور کنیم از خود بدیها ، ما می توانیم چنین باشیم و رفتار و کردارهایمان نیز بر این منوال بگذرد .. فقط ، قدری اندیشه می خواهد ، مقداری تأمل و تصمیم درست و عقل پسند بر تفکرات و انجام اعمالها می خواهد .. و آنگاه دنیای و زندگی با ما همان خواهد کرد ، که خود با او کرده ایم . . !؟

 

ما می توانیم قهرمان واقعی زندگی خود باشیم . . .

 

دین و دستورات الهی ، ارسال پیامبران و آموزه های امامان ، اندوخته های بزرگان و والا مقامان ، دنیای گذشتگان و تجارب و درس و پند و اندرز از دنیای و زندگی گذشته ، پایبندی به اصول اخلاقی و اجتماعی ، استفاده از کتُب و نگاشته های مختلف ادبی و تخصصی موضوعات گوناگون ..... و تفکر و باور صحیح و اندیشه های درست اندیشیدن ، همگی برای ما کمک و امداد رسانی ست تا که به یارای آنها ، بهترین و خوبترین اعمال و رفتارها را از خود بنمایانیم و سرلوحهء زندگی دنیای خود قرار دهیم و بر دست و دل و زبان خود جاری و روان سازیم .. باید که خود بیآموزیم و عمل کنیم .. خوب باشیم و بهترین تصمیمها را بر اراده داشته باشیم .. خود انتخاب کنیم مسیر درست پیمودن دنیای و زندگی را .. و خود الگو گیریم از بهترینها و الگویی شویم برای رغبت دیگران به بهترینها . . .


با رفتارهای درست و عقل پسند ، تأثیرات مهم و مثبت بر دل و جان هم زیستان دنیای و زندگیمان وارد کنیم . . .



خدای خود را بی واسطه بخوان و از او کمک و مدد جوی . . .



همیشه بدون هیچ واسطه ای با خدای خود راز و نیاز کن .. از او کمک بخواه .. از او مغفرت و عاقبت بخیری طلب کن .. از او برای خود و سایرین ، روزگار خوش و شیرین درخواست کن .. خداوند را بدون واسطه و با اعتقاد و ایمان راسخ بخوان و دستورات او را بی کم و کاست انجام ده و در حرف و عمل از خود بنمایان . . .



خود بیآموز .. خود اندیشه کن .. خود رفتار و کردار کن . . .



گویند در زمانهای قدیم . . .

عده ای گرد آمدند نزد عارفی والا عظیم . . .

از او کمک خواستن به بهترین آموختن . . .

بنمایاند بر آنها ، راه و روش زیستن . . .

بفرمود : آن عارف والا مقام  . . .

چرا آمده اید نزد من عاجز ناتوان . . .

گفتند : شما انسان بزرگی هستید ، دین و ایمانی کامل دارید ، طاعت و عبادات بسیار دارید ، خداوند را می خوانید ، و دستورات او را در حرف و عمل دارید و بارها به اثبات رسانده اید ، شما مرد خدا هستید و برای ما هم دعا کنید ، زیرا که دعای شما مستجاب می شود . . .

با آهی بلند ، نفس عمیق کشید .. و بفرمود : شما مردمانی عاجز و قابل ترحمی هستید ، خدایی به این بزرگی و عظمت را رها کرده اید و به بندهء عاجزتر از خودتان روی آورده اید .. اگر عمل من درست است ، اگر کردار من مورد قبول شما است ، پس چرا خود نیز اینگونه عمل نمی کنید ، و هر کدام خود بندهء والا مقام خدا نمی شوید ، تا که خود از خدا بخواهید و خود طلب اجر و استغفار نمائید ، چرا سخنان خود را باور ندارید ، چرا به آنچه ایمان و اعتقاد دارید عمل نمی کنید . . !؟



چشم برزخی داشتن به چه . . .

بال پرواز داشتن به چه . . .

بین مردمان نام و منزلت داشتن که چه . . .

او که بندهء پاک و مؤمن خداست به ما چه . . .

او خود دارد و برای خود کرده و ما را چه . . .

ما خود کنیم و برای خود داشته و دیگران را چه . . .

تا که نداشته باشی رضای خدا که چه . . .

تا که نباشد اعمالت مرضی خدا به چه . . .

هر کسی خوب باشد برای خود است به ما چه . . .

هر کسی بد کند به خود بد کرده ما را چه . . .


 

زندگی هر فرد . . .

خود آموختن ، خود پیدا کردن ، خود رفتن ، و خود رسیدن است . . !؟

 


حرف با عمل یکی باید باشد . . .

 

 

" یوم الحسرة "

روزگاری بر مردمان می رسد که به روز حسرت و اندوه معروف است ، که در کلام اا... به خوبی به آن اشاره شده است .. روزی که بندگان پاک و مؤمن خداوند هم در مواجهه با آن ، اندوهگین و ناراحت می شوند که چرا بیشتر عبادات نکردند و بیشتر از دنیای پوچ و فانی دنیای مادی فاصله نگرفتند .. آن روز وارستگان و پرهیزکاران هم اندوه می خورند .. وای بر حال دنیا طلبان و مجرمان و زیانکاران .. آنان که عاقبت خود را به ناچیز دنیا فروختند و برای کسب این بی ارزش روزگار ، چه کارها و چه جرمها که انجام ندادند ، روزی که چشمهایشان از حدقه بیرون زده و فقط آسمان را می نگرند و نه راه پس دارند و نه راه پیش .. در آن روز تنها اعمال نیک و نکو منجی آدمی خواهد بود و غیر آن به هیچ وجه امکان ندارد .. تنها اعمال و رفتار آدمیان که با چشم و دل و گوش و دست و زبان خود انجام داده اند .. فقط اعمال و عمل کردن ، نه حرفها و حرف زدنهایشان .. حرفی که زده شود و گوینده خود به آن عمل نکند ، هیچ اجر و پاداشتی ندارد . . .


 

دستورات الهی مربوط به خود شخص است . . .

نه توسط شخص مربوط به دیگران است . . . 

 


تا که خود بیآموزد ، خود بیاندیشد ، خود بر رفتار و کردار جاری سازد ، و خود ایمان و اعتقاد کامل به آن پیدا کند . . !!

نه اینکه دستورات الهی را بیآموزد .. و به دیگران بگوید ، و آنان را پند و اندرز دهد ، و خود انجام ندهد ، و بهره ای از آن نبرد . . !؟


 

پ . ن 1 : امروزه کلیشه ها و تفکرات قالبی بیداد می کنند .. فرهنگ بی باوری و بی اعتقادی روز به روز گسترش می یابد .. فکر نکردن و استفاده نکردن از تفکرات و اندیشیدن در بین مردمان رواج پیدا کرده است .. زرق و برق دنیا و تجملات آن ، دامن گیر اکثر افراد اجتماع شده است .. راحت طلبی و فرهنگ تنبلی و تن پروری در حال رُشد بی رویه است .. روابط انسانی و اجتماعی تنها برای منافع بیشتر و کسب خواسته ها انجام می گیرد و بیشتر دیدارها و بازدیدها جنبه تجاری و کاری پیدا کرده است تا جویای احوال هم شدن .. و این فرهنگ غلط رفتاری جدید بر ازدواج ها هم تأثیرات شگرف در منفی رفتار و کردارها گذاشته است .. روز به روز به فرهنگ فردگرائی و خودبینی و تنها به خود اندیشیدن و جامعه و افراد دور و نزدیک را ، مهم نبودن و اهمیت ندادن افزوده می شود .. و حال و روز اجتماع و افراد اجتماع ما . . !؟

 

پ . ن 2 : انسانها را با رفتار و کردار و خوی و منششان بشناسیم !! نه با شکل و ظاهر ، یا مدرک و شغل ، رنگ پوست و موقعیت اجتماعی خانواده ، و مال و ثروتشان !؟ .. یک نویسنده را با نوشتارش بشناسیم و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم !! نه اعتقاد و مذهبش و یا اسم و رسمش !؟ .. شخصی می تواند کارهای خوب داشته باشد و کارهای بد هم همچنین !! با یک کار خوب انجام دادن که آن شخص برای همیشه خوب نیست و با کار بدی آن شخص برای همیشه بد نمی شود !؟

 

پ . ن 3 : تا اندیشیدن بر کار و موضوعی نداشته ایم .. تا موضوع و مسئله ای را خوب درک و فهم نکرده ایم .. تا از زوایای مختلف چیزی را سبک و سنگین نکرده ایم .. هرگز در مورد آن بحث و نظری ندهیم  . . !؟

 

پ . ن 4 : هیچگاه محیط زندگی و افراد پیرامون خود ، طرز تفکرات و اندیشیدن های خود ، منابع علمی و آموزه های ادبی و اجتماعی و دینی و مذهبی خود را کوچک و محدود نکنیم و هرگز به علم و دانش خود بسنده نکنیم و همیشه و همه وقت در پی کسب علم و دانش بیشتر و کسب تجربیات بیشتر باشیم و هرگز در این راه نه کوتاهی کنیم  و نه خسته از آموختن و یادگیری شویم .. هرگز از آموختن باز نمانیم که آدمی را ز گهواره تا گور را باید دانش بجوید . . !؟    

 

پ . ن 5 : قرآن برای خواندن و به آن عمل کردن است !! برای مسابقه ، با صوت و آواز خواندن ، و حفظ کردن نیست !؟ قرآن را باید خواند و به آن عمل کرد و دستورات آن را در حرف و عمل نمایان و نشان داد و اول خود به آن عمل کرد و در رفتارهای خود جاری ساخت .. بعد به دیگران با آیات بشارتش ، مژده و بشارت داد و با آیات اندرزش ، پند و اندرز داد . . !؟

 

پ . ن 6 : وقتی که تک تک افراد اجتماعات بر اصل و اصولها پایبند شدند .. و در رفتار و کردارهای خود نشان دادن .. و با اختیار و ارادهء قلبی و اعتقاد و ایمان کامل آن را به انجام رساندن و برایش ارزش قائل شدند و به خود احترام گذاشتن .. آن اجتماع هم با ارزش و قابل احترام می شود و رفتارهای خوب فردی بر رفتارهای اجتماعی خوب و مناسب تبدیل می شوند . . !؟


 

  

bahram.taherpor

    (دل سوختگان)

      خرداد 95 

 

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 1 تیر 1395 ساعت 23:41 | نویسنده: بهرام - طاهرپور ( دل سوختگان ) 88 نظر

گذشت سال


یکسال گذشت . . .


یکسال از شروع کار در وبلاگ گذشت . . .


28 خرداد 94 شروع کار وبلاگ جدیدم بود و شاید اندیشه ی تا به این حد نمی شد که کار در وب تا این اندازه مفید و مثمر ثمر واقع شود .. دوستان بسیاری که زحمات بی دریغی کشیدن و مطالب بسیار آموزنده ای چه با ارسال کامنت و چه با قرار دادن در وبلاگ خود ، باعث اطلاع رسانی مناسب و کاری بسیار کارا و مفید شدند . . .

جمع بزرگ خانواده وبلاگ نشینان ، یک جمع صمیمی و بسیار دوست داشتنی است .. دوستانی که نه می شناسی و نه دیده ای .. اما با مهر و محبتی بی دریغ که با ارسال کامنتی میسر می شود ، شوری از انگیزه و روحیه ی بالایی در وجود آدمی می نشانند و احساس زیبایی که هیچ کس تنها نیست را در بند بند وجودت لمس ، و در احساسات می کارند . . .

از همه ی دوستان و یاران ارجمند .. مهربانوان و مهربانان خوب و گرامی ، کمال تشکر و قدردانی را دارم .. که در این مدت استادی گرانقدر و ارزشمند برای حقیر بوده اید و مطالب زیبایی از درسها .. پند و اندرزها .. جملات شاعرانه و حکیمانه و آموزه های بسیاری را از شما بزرگواران آموختم و جای سرور و مسروری زیادی برای حقیر بود که با شما بزرگواران مدتی از عمر را گذراندم و بسیار مفید و ارزشمند بود برایم . . .



زبان قاصر است از بیان ارادات به شما . . .

جملات کم است از سپاس گزاری به شما . . .

بنده حقیر با مختصر دانشی . . .

با تمام وجود می گویم ممنونم از شما . . .


 

آن گاه که زبان قاصر است و واژه ها همه نارسا . . .


چه بگویم که زبان قاصر است . . .

زبان قاصر است از وصف این همه مهر و محبتهای شما . . .

از توصیف این همه بزرگی ، که صادقانه هر آنچه داشتید بیان نمودید . . .

از بیان کسانی که هر دم به صورتی بر من حقیر ، لطف و عنایات زیبا و دوست داشتنی داشتید . . .

کلامم را دیدید و ندای قلبم را شنیدید . . .

زمانی که صادقانه محبت کردید و دل برایم سوزاندید . . .

و من امروز بسیار شاد هستم و یاد و خاطرات زیبای شما را با خود دارم . . .


چه بگویم که زبان قاصر است . . .

از این همه لطف بی پایان . . .

از این همه ارسال عشق و مهر و محبت . . .

از این همه همدردی و همراهی و تسکین دادن . . .

از این همه آموختن و یاد دادن و استادان بزرگ بودن . . .

فقط یک جمله گویم و بس . . .

ارادتمند تک تک شما و مدیونم به همه خوبیهای شما . . .

 

 

 

هر کجا باشم ، آسمان بر من آبی ست . . .

هر کجا روم ، عشق بر من جاری ست . . .

تو کجایی سهراب ؟ تا ببینی هنوز زندگی زیباست . . .

و هنوز عشق بر مردمان جاری ست . . .

هنوز دستان مهر به نوازش هاست . . .

هنوز ارسال محبتها ، روانهء قلب هاست . . .

هنوز دوست داشتنها ، اوج خواستن هاست . . .

هنوز در کنار هم ماندنها ، با عاشقانه هاست . . .


سهراب جان !!

بدان جای دیگری بر زندگی جاری ست . . .

دنیای دیگری بر مردمان راهی ست . . .

جایی که مجاز واقعیت هاست . . .

و دنیای دیگری از زندگی دنیاست . . .

دنیایی که نه دیده می شوند ، و نه شنیده می شوند ، اما ! ارسال محبت هاست .. جایی برای مهر ورزیدن هاست . . .

تنها باشی ، تنهایت نمی گذارند .. غم بنویسی ، دلداریت می دهند . . .

عشق بکاری ، تشویقت می کنند .. و مدتی نباشی ، جویای احوالت می شوند . . .


آری سهراب . . .

دنیای مجازی ست و نوع دیگری از عشق بازی آدمهاست . . .

و تو کجایی سهراب تا ببینی که هنوز عشق پا بر جاست . . .

و هنوز عشق جاری بر زندگیهاست . . .

و هنوز عشق جاودان بر دنیاهاست . . .


آری سهراب . . .

عشق پیوند آدمهاست .. زندگی عاشقانه هاست .. جاودان و ماندگار بر قلب آدمهای دنیاست . . !؟




bahram.taherpor

    (دل سوختگان)

      خرداد 95


تاریخ ارسال: جمعه 28 خرداد 1395 ساعت 12:41 | نویسنده: بهرام - طاهرپور ( دل سوختگان ) 83 نظر

داشته های زندگی

 

برای کسی که با کلمات و جملات ، دنیای و زندگی را شناخته است . . .


کلمات و جملات برای او ، زبان گویای جسم و جان آدمهاست . . !؟





واقعیت ثابت روزگاراست بمانند دنیای زندگی . . .


حقیقت راه و روشی برای پی بردن به واقعیت است بمانند زندگی دنیایی . . .



یک پزشک با علم و آگاهی که از رشتهء پزشکی دارد و اطلاعات و دانشی که در درون با خود به همراه دارد ، می تواند فرد بیمار را از افراد سالم تشخیص دهد و بیماران را دوا و درمان نماید .. یک مهندس سازه ، با علم و آگاهی مهندسی و اطلاعات و معلوماتی که نسبت به کارهای مهندسی و موضوعات و مسائل مرتبط بر دانش او دارد ، می تواند سازه ای بنا نماید و ایرادات و مشکلات کار را بر طرف نماید .. یک نقاش با داشتن علم و آگاهی نقاشی و هنری که از نقاشی با خود دارد ، می تواند اشکال و تصاویر زیبا خلق نماید و از نقاشی و خلق تصاویر دیگران ایراد و اشکال بگیرد . . .


علم و آگاهی درونی ، باعث شناخت و درک و فهم مسائل و موضوعات برونی می شود .. هر چه علم و آگاهی و دانش افراد بیشتر باشد ، به تبع آن شناخت و درک و فهم از مسائل و موضوعات مختلف نیز بیشتر می شود .. در واقع علم و دانش و اطلاع و آگاهی افراد است که راه و چارهء کارها و شناخت بهتر و مفیدی از دنیای زندگی و زندگی دنیایی را ممکن و میسر می سازد . . .


انسانها خلقتی یک گونه و یکسان دارند و بجز موارد استثناء ، همگی از قدرت نیروی عقل و تفکر برخوردار می باشند و شناختهایی فطری و ذاتی را در وجود خود دارند .. انسان فطرتا خداجوی است .. پرستش گر است .. زیبایی را دوست دارد .. شادی و طراوت را می پسندد .. و از کارهای زشت و پلید بیزار است و فطرتا اعمال بد را نمی پسندد .. وقتی که علم و آگاهی درون باشد ، انسان بواسطهء آن دنیای خارج را می شناسد و تشخیص می دهد بمانند یک راهنما که با علم و آگاهی از مسیرها ، درست راه را بر دیگران معلوم و نمایان می کند و دیگران را سالم به مقصد می رساند . . .


انسان ذاتا و فطرتا حقیقت جو و حقیقت یاب است و در واقع با استفاده از این نیرو و نعمت خدادادی درونی خود می تواند حقایق و واقعیت برون را دریافت نماید و نسبت به آنان شناخت پیدا کند ، اگر خود بخواهد و درست و واقعی بیاندیشد و رفتار نماید . . !؟


علم و آگاهی ، دانش کافی از مسائل ، درست تفکرات و اندیشیه کردن ، باعث افزون شدن هر چه بیشتر حس حقیقت یابی و حقیقت جویی در افراد می شود و در نهایت آدمی را بسمت و سوی درست و سالم پی بردنهای به واقعیات دنیای و زندگی می کشاند . . .


پ.ن 1 : انسان روزی به این دنیای خاکی می آید و روزی هم از آن می رود و این برای تک تک مردمان دنیای اتفاق می اُفتد از قرنها پیش بدین گونه بوده و تا بحال و در آینده نیز به همین منوال می گذرد . . .


پ.ن 2 : دنیای و آدمهای آن ، خالقی یکتا و بی همتای دارند که خلق کنندهء همهء آنان می باشد و این خالق ، راه و رسم زندگی و چگونه زیستن را به همهء مردمان دنیای معلوم و معین کرده است . . .


پ.ن 3 : دستورات و فرآمین پروردگار برای تک تک اشخاص است و هر فرد مؤظف است از این اوامر اطاعت کند ، و بپذیرد و اطاعت محض کند از تمام آنچه خالق خود به او امر نموده ، در رفتار و گفتار و شنیدار و کردارهای خود معلوم و نمایان سازد . . .


پ.ن 4 : هر فرد ، خداوند دستوراتی را به او داده است که در دنیای زندگی و زندگی دنیایی خود به انجام برساند و خود را مؤظف به انجام آنها بداند ، نه اینکه این فرآمین و دستورات را بردارد و برای دیگران به اجرا درآورد و خود از انجام آن غافل گردد ، دیگران را ملزم به انجام و خود از انجام سر باز زند . . !؟ 


پ.ن 5 : راه و روشهای خداوند و دستورات الهی را منتشر ساختن و به دیگران گوشزد کردن ، جز اعمال معنوی محصوب می شوند .. کارهای معنوی ، اجر معنوی دارند نه اجر مادی .. هیچ احد و ناسی نباید بابت انتشار فرآمین و دستورات الهی اجر و پاداش دنیایی دریافت کند و یا آن را شغل و وسیله ای برای کسب درآمد خود نماید ، بلکه به عنوان وظیفهء انسانی خود باید بداند و با درست و صحیح انتشار این اوامر خداوند ، برای آخرت خود توشه ای بردارد نه اجر و پاداشتی در این دنیای خاکی و مادی . . !؟


پ.ن 6 : هر گونه سوء استفاده از دستورات و فرآمین الهی ، و کسب قدرت ، ثروت ، شغل ، و مال و منالی توسط آنان ، و یا رسیدن به جایگاهی با استفاده از آنان ، باعث می شود دیگران نیز برای رسیدن به چنین دستآوردهایی و کسب چنین اندوخته و سرمایه و داشته هایی به رقابت و مبارزه با اشخاص سودجو بپردازند و اشخاصی هم که به این جایگاه رسیده اند برای حفظ و نگه داری آن ، مقاومت و پافشاری می کنند و در نهایت چنین کشمکشی ، و رقابت و مبارزه ای ، باعث و بانی انواع رفتارها و کردارهای زشت و نامناسب از جانب آنان می شود .. اشخاص برای رسیدن به چنین جایگاهایی ، و اشخاص برای حفظ چنین موقعیتهایی ، انواع ترفندها ، حیله ، فریب و نیرنگ را برای حفظ و یا بدست آوری انجام می دهند و باعث و بانی می شوند که نهایتا ، مردمان از دستورات و فرآمین الهی روبرگردان بشوند و ایجاد چنین مشکلاتی را از چشم دین ببینند(پیدایش سکولار) . . !؟   



 


کسی که در مسیر حق می رود . . .


خداوند را عاشقانه می خواند . . .




تنها ذات پاک و مقدس خداست . . .


تنها لایق سپاس و ستایش خداست . . .


تنها اسماء نیک و نکو برای خداست . . .


تنها خالق یکتای و بی همتای خداست . . .




با هیچ حقی جدل نکنید . . .


زیرا که بحث و جدل با حق . . .


جدل با خداوند است . . .

 



دین . . .


آزادی اندیشه هاست . . .


هم اندیشی و هم فکری آدمهاست . . .


رسیدن به کمالات و سعادات انسانهاست . . .


روشی برای بهترین زیستن و مصالمت آمیز زندگی کردن امتهاست . . .



دین . . .


اصل و اصول دنیاست . . .


رعایت حد و حدود و حرمتهاست . . .


احترام و ارج نهادن و ارزشمندی هر یک از انسانهاست . . .


راه و روشهای درست و سالم زیستن و ماندن و رفتن تک تک مردمهاست . . .



 

اعمال خوب و پسندیده با اعمال زشت و ناپسند ، معلوم و نمایان بر تمامی مردمان دنیاست . . .


یک کم اندیشیدن ، لحظه ای فکر کردن ، تأملی بر دنیای و زندگی ، صبر و صبور بودن ، پرسیدن و جویا شدن ، نهایتا بسیاری آرامش و آسایش را به همراه خواهد آورد . . !؟ 




همهء مردمان ، خوب و بدها را می دانند و می فهمند و از هم ، بخوبی تشخیص می دهند . . !؟


 



  

bahram.taherpor

    (دل سوختگان)

      خرداد 95


 

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 20 خرداد 1395 ساعت 20:25 | نویسنده: بهرام - طاهرپور ( دل سوختگان ) 69 نظر
( تعداد کل: 92 )
   1      2     3     4     5      ...      10   >>
صفحات