X
تبلیغات
رایتل

زندگی اما ..!؟

نوشتم من از سکوت ..... تا که برآید از تو فریاد ..!!

عاشقان زندگی

 

 


عاشقان ؛

 

هر لحظه و هر دم عاشقند

 

دوری و فاصله را

 

یکی یکی پس می زنند

 

عشق بهم را

 

در قلب هم می کارند

 

مهر و محبت را

 

شعله ور و سوزان

 

دائمی و پیوسته

 

جاودان و ابدی

 

در قلب خود می نشانند

 

و لحظه لحظه عمر را

 

با آن نفس می کشند . . .


 

عاشقان ...

 

همیشه عاشق هم و برای هم می مانند

 

تا که عاقبت ... 


کنار هم و دور از هم

 

با هم و بی هم 


برای هم بمیرند . . !؟



 

 bahram-taherpour


      مرداد 96

تاریخ ارسال: یکشنبه 1 مرداد 1396 ساعت 14:32 | نویسنده: دلسوختگان 0 نظر

نمای زندگی



هرگز نباید انسانها را وادار به کاری کرد .. زیرا در این صورت خود واقعی گُم و ناپیدا می شود . . !؟


فرد یا افراد در چنین حالاتی رفتاری که مجبور به انجام آنند ، انجام می دهند و خود واقعیشان در چنین موقعیتهایی محو و پنهان می شود . . .


خود واقعی ؛ تمام رفتار ، گفتار ، باور و اعتقادات ، تفکر و اندیشه ، میزان سنجش موقعیتی ، وزن شخصیتی ، و حجم ظرفیتی یک فرد یا افراد را نشان می دهد .. که لازمه بوجود آمدن خود واقعی ، ایجاد محیطی امن و شرایط مناسب برای پدیدار گشتن آن است تا شخص و اشخاص در چنین موقعیت و حالاتی ، واقعی خود را نمایان و آشکار سازند و پنهانی در رفتارهای آنان نباشد . . .


وقتی که درست رفتار و کردار بر جامعه حاکم باشد و افراد صداقت رفتاری خود را به نمایش بگذارند ، حاشیه های امن در اجتماع حکفرما می شود و همگی واقعی همدیگر را می بینند و لمس و احساس می کنند .. انواع رفتارهای ریا و تزویر از بین می رود و استحکام و قوام آن جامعه بیشتر و محکمتر می شود .. زیرا فقط در درست رفتاری ست که اجتماعات به گونه ای مناسب شکل می گیرند و روابط گوناگون مناسب شکل می گیرد . . .


در جوامع ای که فرد یا افراد برای رسیدن به نیازهای مادی و معنوی خود مجبورند به اجبار رفتاری را بروز دهند که منافی با شخصیت واقعی آنها دارد و بدون باور و اعتقادی مجبور به انجام باشند .. مطمئنن انواع مشکلات و معضلات و ناهنجارهایی پیش خواهد آمد که کل آن اجتماع متضرر از چنین رفتارهای دوگانه و ریاکارانه خواهد بود . . .


در هر جامعه ای باید قانون حکفرما باشد و تمامی افراد ملزم به رعایت آن باشند .. هر بخش از نظام اجتماعی جوامع باید دارای قانونی مدون و خاص خود باشد و مسئولین ذی ربط و مراجعه کنندگان ، بند بند آن را قبول و به اجراء بگذارند .. هرگز نباید رفتاری غیر قانون اجراء شود و جنبه سلیقه ای و یا اعتقادی بخود بگیرد .. زیرا در چنین مواردی اجراهای متفاوتی صورت می گیرد که ممکن است اشخاصی متضرر و یا از این موقعیت سود و بهره ببرند .. باید قانوی مدون بر بخش بخش اجتماع حاکم باشد و همه افراد ملزم و لازم به انجام و رعایت آن در تمامی موارد باشند . . .


انسانها ؛ دارای ظاهر و باطن هستند که ظاهر آنان آشکار و باطن آنان پنهان است .. در شرایط عادی و امن جامعه ، و ایجاد محیطی سالم و مناسب و متناسب با رفتارهای آدمی ، فرد و افراد ظاهر و باطنی یکسان دارند و رفتاری واقعیی از خود بروز می دهند که کاملا همانگونه هستند و هیچ ریا و تزویری ندارند .. اما اگر به اجبار و بنا بر شرایطی که در آن قرار گرفته اند افراد را وادار به کاری نمود که منافی با خُلق و خوی آنان دارد .. مسلما خود واقعی را پنهان می کنند و ظاهری کاملا متضاد با باطن نمایان و آشکار می سازند ، که چنین رفتارهایی موجب انواع معضلات و مشکلات برای خود و دیگران می شود .. در چنین وضعیتی بی اعتمادی بوجود می آید و وحدت و یکپارچگی اجتماع روز به روز کمرنگ تر و رو به محو شدن می رود .. محیط امن زیستن از بین می رود و دوری و فاصله بین مردمان ایجاد می گردد که نهایتا و بطور مسلم آن اجتماع بسمت نابودی و فرو پاشیدگی کشانده می شود . . .


هر انسانی بلاخره واقعی خود را نمایان و آشکار می سازد .. اگر این خود واقعی با رفتارها و جایگاه اجتماعی او متناسب و مناسب و درست باشد ، هم برای خود و هم برای جامعه مفید و مثمر ثمر واقع خواهد شد .. اما اگر مخالف و مغایر با رفتارها و موقعیت و جایگاه اجتماعیش باشد ، هم برای خود و هم برای آن اجتماع بسیار بد و گران تمام خواهد شد . . !؟


اعتماد .. وحدت و یکپارچگی .. انسجام روابط اجتماعی .. ایجاد نظام اجتماعی سالم و درست .. رعایت هنجارها و دوری از هر ناهنجاری .. پیشرفت جامعه در زمینه های مختلف .. امیدواری مردمان ..... همگی با رفتارهای خود واقعی حاکمان و دست اندرکاران آن اجتماع ایجاد می گردد و اجتماعی سالم و درست متولد می شود . . .  


پ . ن :


1) خداوند از انسان صداقت در عمل و گفتار می خواهد و از بنده خود انتظار دارد حرف و عملش یکی باشد .. خداوند هیچ بنده دورو و ریاکاری را هرگز دوست ندارد . . .


2) ماه پُشت ابر نمی ماند و مسلما حقایق روزی روشن و آشکار می گردد .. آنگاه بندگان درستکار و راست گفتار به ارزش و اعتبار آنان افزوده می شود و بندگان ریاکار و منافق روسیاه و خوار و ذلیل می شوند . . .


3) روزی می رسد که خداوند از بندهء خود خواهد پرسید : ای بنده ، چه شد که نافرمانی من کردی ، چه شد که از دستورات من سرپیچی کردی ، آیا غیر من حامی و خالقی داشتی که چنین در جهل و گمراهی و فساد پیش رفتی ؟ آیا این روز را فراموش کردی که تمام لحظات زندگی را باید حساب پس بدهی ؟ آیا فکر می کردی که جاودانی و هرگز مرگ تورا فرا نمی گیرد ؟ آیا از این همه پند و اندرز و سرگذشت مردمان درس نگرفتی ؟ چرا دنیا و عاقبت خود را تباه ساختی و از چنین روزی (روز محشر) غافل شدی ؟


4) راه رسیدن به کمال و خوشبختی تنها با خداپرستی و درست رفتار و اعمال ممکن می شود .. به سعادت رسیدن آدمی تنها با صداقت رفتار و گفتار وی میسر می گردد .. تقوا و پرهیزکاری راه رسیدن به خداست و بندگان مؤمن و پاک هرگز لحظه ای از یاد و ذکر خدا غافل نمی شوند و تنها رضای پروردگار را در تمام لحظات زندگی دارند و از هر گونه نافرمانی و نارضایتی خداوند ، دوری و پرهیز می کنند . . .


5) خود واقعی خود را نشان دهیم و از ریا و تزویر و دروغ بپرهیزیم .. فرقی نمی کند در چه موقعیت و جایگاهی هستیم ، چه پُست و مقامی داریم ، بدانیم و باید بدانیم که هر لحظه در محضر و پیشگاه خداوند هستیم و تمام اعمال و رفتارهای ما ثبت و ضبط می شود و روزی بی کم و کاست پاسخگوی تک تک آنان خواهیم بود . . .   


     

   

bahram-taherpour


   تیر ماه 1396      

   

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 15 تیر 1396 ساعت 16:58 | نویسنده: دلسوختگان 108 نظر

عید بندگی


 


امتداد این جاده دور . . .

بی نمایان پایان آن . . .

هر مسافری را خسته و درمانده می کند . . .

و پای سفر را از او می گیرد . . .

جاده همیشه ساکت و سرد بوده و هر لحظه حادثه ای را خبر داده است . . .

گاه شاد و شیرین ..... و گاه تلخ و غمگین . . .

مسافران بارها اسیر این حوادث بوده اند و هر کدام تجربه ها آموخته اند . . .

اما . . !!

سفر همیشه بوده و هست و تا زندگی ادامه دارد و عمر دنیای هست ، همه مسافر و بر جاده های بیشمارش خواهیم گذشت . . .

انتهای سفرها را از ابتدا بشناسیم و باور کنیم ، که انتخاب مسیر جاده ها همیشه با ماست . . .

مسیرهایی از عشق . . .

دوست داشتن . . .

مهرورزیدن . . .

محبت کردن . . .

پیوند زدن . . .

آرام نشاندن . . .

آرامش کاشتن . . .

و سرشار از صداقت و ایمان . . .

زندگی را ادامه دادن و در تمام خوبیها ماندن . . .

آری مهربانان و مهربانوان دیار کهنم ، سرزمین پارسیان . . .

عشق و عاشقانه های شما بر تمامی این دیار باستانی هست نمایان ؛ و پیداست مهر و مهرورزیتان بر جای جای ایران زمین . . .

یگانه مهرورزان و محبت نگاران یکتای پرست اهورائی و بدور از هر اهرمن و اهریمنانی . . .

نور سپید قلبهایتان همیشه جاودان و پایدار و همه غم و دلتنگیتان بر باد و فراموش تک تکتان . . .

جاوید باشید و سرافراز . . .

مانا باشید و سر بلند . . .

در پناه یزدان پاک ، ایزد یکتای بی همتای ، همیشه مست عبادت و هوشیار طاعات باشید . . .

عید یگانگی و پرهیزکاری مبارکتان باد و در زلال چشمه های عشق خداوندی ، پاک و رستگار بمانید . . .

انشاا... .

 

درود . . .

و بدورد . . .

 

 

 bahram-taherpour


      تیر 96

تاریخ ارسال: یکشنبه 4 تیر 1396 ساعت 22:57 | نویسنده: دلسوختگان 57 نظر

تقدیر عشق


 


در لابه لای موی تو

قصه ای نهفته است

 

در پنهان مشکین تو

رازی خفته است

 

هر تار تار مویت

سازی از عشق است

 

پیچ و تاب گیسوی تو

تقدیر مرا نوشته است



bahram-taherpour


      خرداد 96

تاریخ ارسال: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت 12:00 | نویسنده: دلسوختگان

روزگار زندگی


 

هم می توانیم . . !!

و هم نمی توانیم . . !؟


می توانیم در موقعیت ، وضعیت و جایگاه های متعددی قرار بگیریم . . .

اما نمی توانیم متناسب با هر کدام از آنها رفتار و کرداری مناسب داشته باشیم . . .

و این " توانستن " و " نتوانستن " ماست . . .


برای انجام هر کاری ، علم و دانشی مختص به آن لازم است . . .

" بودن " تنها کافی نیست . . .

" بایستن " واجب و امری ضروری ست . . .


خداوند از ما بودن نمی خواهد .. بلکه بایستن را از ما می خواهد و انتظار دارد . . .

همه مسلمان هستند . . .

اما تعداد کمی مسلمان هستند . . .

همه انسان شریف هستند . . .

اما تعداد اندکی انسان شریف هستند . . .

و دقیقا این همان نکتهء مهم و قابل تأمل است که باید بدان توجه شود و مد نظر همگان قرار گیرد تا فرق و تفاوت توانستن با توانستن ، و بودن با بودن معلوم گردد . . !؟


همه ما می توانیم ورزشکار شویم . . .

اما تعداد کمی می توانیم ورزشکار باشیم . . .

همه ما می توانیم بازرگان شویم . . .

اما تعداد کمی می توانیم بازرگان باشیم . . .

همه ما می توانیم دکتر ، مهندس ، دانشمند ، روحانی ، سیاستمدار ، و....... شویم . . .

اما تعدا کمی می توانیم دکتر ، مهندس ، روحانی ، سیاستمدار ، و........... باشیم . . .


کاش " شویم " ها را کنار زنیم و برای همیشه دور و محو گردانیم . . .

و اندک " باشیم " ها را ارج نهیم و در جایگاه واقعی خود قرار دهیم . . .


چه افسوس که دنیای امروزی ، دنیای شویم ها و فاقد باشیم ها است . . !؟


فرهنگ ، قدمت تاریخی و پیشینه باستانی سرزمینی با تمام ذخائر طبیعی و نعمتهای خدادادی ، توسط شویم ها نیست و نابود می گردد . . .

و ملتی بی هویت ، قومی وحشی و فاقد هر گونه پیشینه ای ، در سرزمینی بدون هر گونه نعمت الهی ، توسط باشیم ها آباد و برقرار می شود . . .


تا که بوده و هست شویم ها بسیار و باشیم ها کم و اندک بوده اند . . !؟

شویم ها همیشه بر مسند قدرت و ثروت تکیه زده اند و بسیاری آنان ، راه را برای جولان دادنشان ، ممکن و میسر نموده است . . .

و باشیم ها ، اندک اجتماعات و جوامع بشری هستند و بدور از مسند قدرت و ثروت به خاطر تعداد اندکشان در این راه بوده اند . . .


حال ای انسان امروزی ، بیندیش و تفکر کن که . . .

آیا آگاه شویم . . !!

یا آگاه باشیم . . !؟ 



 bahram-taherpour


      خرداد 96

تاریخ ارسال: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت 22:58 | نویسنده: دلسوختگان 59 نظر

اجتماع زندگی




هر کسی را . . .

بهر کاری ساخته اند . . !؟


دنیای مردان و زنان بسیار با هم متفاوت و مختلف است و شاید همین تضادها باعث جذب این دو جنس بهم شده است . . .


پیچیدگیهای بسیاری در رفتارهای زنان و مردان وجود دارد و منحصربفرد همان جنس است و تنها در آنان باید جستجو کرد و به آن اندیشید . . .


انسانها در زندگی فردی و اجتماعی همیشه به دنبال کمبودها و نیازهایشان هستند .. نواقصی که وجود دارد که باید برطرف شوند و نیازهایی که باید ارضاع شوند .. کمبودها و نقایص بیشتر بخش مادی زندگی شخص و نیازها بیشتر جنبه روانی و معنوی اشخاص را در بر می گیرد که هر انسانی برای رفع آنها تلاش و کوشش می کند . . .


نوع نیازها و کمبودها در افراد مختلف ، متفاوت است و هر کدام شرایط ویژه خاص خود را دارند ، که این شرایط و تفاوتها در بین دو جنس مذکر و مونث نیز متفاوت و گوناگون است .. زندگی اجتماعی افراد بخصوص مشترک زندگی شرایط و آداب خاصی را می طلبد و راه و رسمهایی دارد که همگی ملزم به انجام آن هستند .. تا که مثبت روابط و رابطه ها انجام گیرد و استحکام و مداومت زندگی شکل پذیرد .. در چنین روابطی اگر نقایص و نیازها ارضاع و برطرف نشوند ، بطور قطع و یقین مشکلاتی در بر خواهند داشت که مسیر درست زیستن را برای طرفین و اجتماع گروهی افراد مختل و ناسازگار خواهد کرد . . .


در زندگی گروهی مسئله شغل و درآمد افراد مهم است و اگر فرد یا افرادی بدون شغل و درآمد باشند برای سایرین مشکل ساز و دردسرساز خواهند شد و یا اگر سن ازدواج افراد بالا رود و نیازهای عاطفی و جنسی برآورده نشوند در جامعه مشکلات عدیده ای بوجود خواهد آمد و سایرین نیز درگیر آن می شوند .. چه خواسته و چه ناخواسته . . !؟


اگر در زندگی زناشوئی مسائل و نیازهای زندگی فردی و اجتماعی تأمین نشود مسلما مشکلاتی بوجود خواهد آمد که این مشکلات بر زندگی اجتماعی سایر افراد نیز تأثیر خواهد گذاشت . . !؟


برای سالم زیستن و درست زندگی کردن هم به سلامت و درست کرداری تک تک افراد اجتماع نیاز است و هم به جو اجتماعی درست و جامعه ای متفکر و دستگاه حاکمه آگاه و مناسب نیاز است . . .


یک دست صدا ندارد و برای اجتماعی سالم ، هم افراد سالم و هم قوای حاکمه سالم نیازمند است . . .

 

زنان و مردان ، شأن و منزلتی دارند و هر کدام دارای جایگاه فردی و اجتماعی خاص . . .

گاهی این جایگاه انتسابی و در اختیار آنان است . . .

و گاهی اکتسابی و برای رسیدن به آن باید تلاش کرد . . .

این شأن و منزلت افراد ، باید وجود داشته باشد و برای حفظ و حفاظت از آن کوتاهی نباید کرد .. جایگاه هر فرد از زن و مرد در اجتماع .. کار .. روابط .. و زندگی مشترک باید معلوم و معین باشد و هر شخص در جای واقعی خود نگه داشته شود و هر گونه حق و حقوقی مرتبط با او ، رعایت شود .. چه از جانب شخص و چه از جانب اشخاص . . !! 


پ . ن :

 

1 ) وقتی جایی از زندگی . . . 

آرامش و آسایش خود را از دست می دهد . . .

آگاه باشید که اثرش بر جاهای دیگری زندگی می نشیند . . !؟

 

 

2 ) چه خوب است . . .

که تکیه گاه آدمی . . .

دانش او . . .

علم و آگاهی او . . .

تمرکز و اعتماد بنفس او . . .

اندیشه ها و تفکرات مثبت او . . .

باشد . . !!

 

 

3 ) باور کنیم . . .

که دنیای و زندگی هیچ پیچیدگی خاصی ندارند . . .

این ما انسانها هستیم که دنیای و زندگی را پیچیده کرده ایم . . !؟



4 ) دنیای . . . 

راه و رسم خود را دارد و بر ما و زندگی می تازد . . . 

گاهی شیرین و گاهی بسیار تلخ می شود . . . 

گاهی همراه و گاهی نقطه مقابل می شود . . . 

چه باید کرد که گذر عمر دست ما نیست و آمدن و رفتنمان نیز بهمین گونه . . . 

اما ماندنمان و ادامه دادنمان امری ارادی و اختیاری ست که بیندیشیم چگونه سر کنیم و چطور از دنیای و زندگیمان بگذریم ..!؟

 

5 ) دیگران ، دیگران هستند و باور و اندیشه های خاص خود را دارند . . . 

این ما هستیم که به آنان اجازه می دهیم چقدر در زندگی ما نقش داشته و تا چه اندازه مهم باشند . . !!



و کلام آخر ...

انسان ؛ موجودی است که قدرت و توانایی بسیار دارد .. می تواند دشوارترین کارها را به انجام برساند .. سخترین مسیرها را برود .. قله های رفیع را فتح نماید .. و آسمانی را تحت سلطه و سیطرهء خود درآورد . . .


کاش این انسان ، بجای فتح قله های دنیای و استفاده از نیروی و تواناییش در فتح کوه ها و صخره های صعب عبور و ناممکنش ، به فتح قله های درونی خود می پرداخت .. قله های هوی و هوس .. غرور و تعصب .. جاه طلبی و دنیا پرستی .. پُست و مقام .. قدرت و ثروت ..... و بسیاری از اعمال زشتی که تنها آدمی را به فنای و نابودی می کشاند و دنیای و زندگی او را بر باد می دهد . . !!!؟؟؟  




bahram-taherpour


   اردی بهشت 96

تاریخ ارسال: جمعه 29 اردیبهشت 1396 ساعت 13:27 | نویسنده: دلسوختگان 189 نظر

سرمست زندگی


 


من مست می چشمان توأم

عاشق بوی گیسوان توأم

 

خمار چشمانت می کند مستم

من از نگاه تو مست و سرمستم

 

چشم بر من گشایی آباد آبادم

رو از من بگردانی برباد بربادم

 

پریشان زُلفت که به احتزاز درآید

ناله عشق از نهادم به فراز درآید

 

لبخندی بر آن غنچهء شیرین بنشیند

بر دلم همه رویاهای رنگین بنشیند

 

جام می ای که از ساغر تو برچینم

مشک فشان گُل از دامن تو برچینم

 

صدای تو همچون آواز پرنده

ندای تو در این صحرای رونده

 

کویر عشق ز دیدارت زنده شد

خاک مُرده بار دگر پاینده شد

 

باران چشمانت از مشک بارید

احساس زیبایت با اشک بارید

 

در من به شوق تو آوازها

رو می نهد بسمت پروازها

 

صدای پایت که بر گوشم نشیند

دنیای آرامش بر روانم نشیند

 

من مست می چشمان توأم

خمار کمان ابروان توأم

 

با تو غالب بر این جهانم

بی تو مغلوب هر دو جهانم

 

تو بیا و زندگیم را شیرین کن

دنیای مرا مشکین عطرآگین کن

 

تا که مست می از ساغر تو بردارم

شیدایی عشق از چشمان تو بردارم


 

 


bahram-taherpour


  اردی بهشت 96

تاریخ ارسال: یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 ساعت 23:56 | نویسنده: دلسوختگان 39 نظر

واماندگی زندگی




انسانیم و ناقصیم . . .

خامیم و ناتوانیم . . .

از همه هنر عالم . . .

به عقلمان می نازیم . . .

 

پندار بسیار داریم . . .

با تفکرات بیشماریم . . .

پایان و مقصدمان پیدا . . .

باز بیراهه راهیم . . .

 

به دنیایمان واقفیم . . .

احاطه بر آن داریم . . .

زندگی را داده ایم برباد . . .

خود نیز آن را می دانیم . . .

 

چه ظلمها که کرده ایم . . .

چه دلها که شکسته ایم . . .

اندکی بی مهری بینیم . . .

چه گلایه ها که نکرده ایم . . .

 

روز و شبها را رفته ایم . . .

فصلها را مرور کرده ایم . . .

سالهای سال است که غافل . . .

از احوالات خویش گذشته ایم . . .

 

پند بسیار گرفته ایم . . .

اندرزهای بیشمار دیده ایم . . .

از مرگمان با اطلاع . . .

هنوز هم آدم نشده ایم . . .

 

دنیای را دیده ایم . . .

زندگی را شناخته ایم . . .

باز برای چند صباح عمر . . .

چه تکاپوها که نکرده ایم . . .

 

همه در خواب غفلتیم . . .

بدور از انسانیتیم . . .

جهل و جهالتها همراهمان . . .

اینچنین روانه قعر جهنمیم . . .

 

ما زندگی را باخته ایم . . .

به مادی پوچ چسبیده ایم . . .

برای بی ارزشهای دنیای . . .

چه اعمال زشتی که نکرده ایم . . .

 

با اینکه می دانیم . . .

باز به بی خیالی می زنیم . . .

غافل از کوچ و سفر . . .

انگار ماندگاران این دنیاییم . . .


 

 

 

 

انسان . . .


دارای عقل و اراده .. قدرت تصمیم و انتخاب .. نیروی تدبیر و تأمل است . . .


دنیای . . .


مکانی برای معناها .. فهم حقیقتها .. درک واقعیتها است . . .


زندگی . . .


دورانهای عمر .. مسیر سفرها .. پُشت سر گذاشتن روزگارها است . . .


زندگی انسان . . .


کشف رازها .. رموز اسرار .. پی بُردن به خلقت است . . .


دنیای انسان . . .


افسون .. سحر .. عشوه گری . . .

رنگارنگ .. دل فریب .. نیرنگی . . .

 

دنیای و زندگی . . . 


تفسیر ..... تفاسیر ..... معناهای ..... معنی است . . !!!!؟؟؟؟


 



bahram - taherpour


    فروردین 1396

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 5 اردیبهشت 1396 ساعت 15:08 | نویسنده: دلسوختگان 206 نظر

عشق و شکفتن



دنیای ما عجائب . . .

دوران ما اجانب . . .

عمر ما تنها . . .

زندگی با رمزها . . .

رازهای نهفته . . .

اسراری که خفته . . .

از من و تو پنهان . . .

تقدیری که نوشته . . .


گُلی عاشقانه . . .

خاکی دردمنشانه . . .

بلبل چه صبورانه . . .

چشم براه بهارانه . . .

عطر پخش هوایی . . .

می رسد بر مشامی . . .

می کشاند به دشت و دمنی . . .

مسافری از جادهء دوری . . .

می خواند مرغ عاشقی . . .

آواز خوشش کشیدنی . . .

می جوید دستان سردی . . .

نوازش احساس گرمی . . .

بی آهنگی از آبی آواز . . .

ناز و کرشمه سر می دهد باز . . .


گل خبر ندارد از تنهایی . . .

نمی خواهد بداند از جدایی . . .

با شوق سر برآرد از خاک . . .

تا که بیفتد در دامانی پاک . . .

پرنده داند هوای گل . . .

نمی ماند چند صباحی گل . . .

آنچه که از زیباییست . . .

زود گذر و فانیست . . .

اندکی عمر را خوش دار . . .

تا که وقتی دهد روزگار . . .

لحظه ای خوش باشد کردار . . .

می ارزد بر تمامی ماندگار . . .

تو ای مرد زیبای یار . . .

دریاب غنچه نازدار . . .

کوه باش تا تکیه کند . . .

آسمان باش تا پرواز کند . . .

صبورانه به انتظار شکفتن . . .

عاشقانه برای آرام گرفتن . . .



bahram-taherpour


    فروردین 96

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 22 فروردین 1396 ساعت 21:44 | نویسنده: دلسوختگان 172 نظر

دهه زندگی



أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ




دهه ها .. تأثیرگذار و تعیین کننده هستند . . .


جبر زمانی .. تأثیرات شگرف خود را بر دهه های مختلف بشری خواهد گذاشت . . .


افراد هر اجتماع به دهه های مختلف تقسیم می شوند و کل اجتماع از این دهه ها تشکیل و ایجاد می گردد . . .


جهان در حال پیشرفت و تحول است و روز به روز بر میزان سرعت پیشرفت افزوده می شود .. علم و فناوری و تکنولوژی جدید جایگزین دستآوردهای قدیمی می شود و سرعت مبادله انواع روابط اجتماعی ، اقتصادی و..... بالا و بالاتر می رود . . .


امروزه دست یابی به اطلاعات و داده ها ، بیشتر و بیشتر شده و تکنولوژی راه را برای دست یابی آسان به این فناوری ممکن و مهیا ساخته است . . .


نسلهای مختلف اجتماعات بشری تحت تأثیر اطلاعات جدید و فرهنگ مُدرن جوامع مختلف قرار می گیرند و روز به روز به میزان علم و دانش آنان نسبت به دنیای پیرامون و عوامل تأثیرگذار مهم زندگی افزوده می شود . . .


دهه های مختلف اجتماعی هرچند فاصلهء زمانی کوتاهی با هم داشته باشند ؛ اما نوع رفتار ، گفتار ، باور و اعتقادات ، فرهنگ و اندیشه های مختلفی می توانند با هم داشته باشند و حتی می توان اذعان کرد فرهنگ و دانشی بسیار متفاوت از هم و مغایر علم و دانش آموخته و پذیرفتن مسائل و موضوعات بسیار دنیای و زندگی از هم . . !؟


دهه ها .. نسلهای مختلف حضور در اجتماعات هستند و از قبل و حال و آینده تشکیل شده اند و به اجبار دهه های جدید در آیندهء نزدیک ، جایگزین دهه های امروزی می شوند به همان گونه که دهه های امروزی ، جایگزین دهه های قبل شدند و این تغییر و تحول تا به حال بوده و هست و اساس دنیای نیز بر همین منوال خواهد بود . . . 


دنیای با اصل و اصول واقعی خود هیچ توجه ای به ایده ها ، مکاتب و نظرات بیشمار بشری نداشته و ندارد و کار خود را بی هیچ وقفه ای انجام داده ... می دهد ... و خواهد هم داد . . !؟


نسل جدید و دههء نو ظهور ، قطعا یک دههء واقعیت گرا و حقیقت جو خواهد بود . . .


دههء هشتاد جامعه امروزی ما ، دهه ای در حال رشد و تکامل ، آموزش ، تعلیم و تربیت ، و تأثیر گرفته از فرهنگ ، باور و اعتقادات ، اندیشه های نو و طرز تفکرات خاص خود نسبت به دنیای و زندگی ، با استقاده از  تکنولوژی جدید و فناوری تبادل اطلاعات و داده های روز است و روز به روز به میزان علم و دانش آنان از دنیای هستی و نوع نگرشهای آنان به زندگی افزوده می شود . . .


 دههء هشتاد ما ، بین پنج تا پانزده سال سن دارند و همگی در حال آموزش و تعلیم با زندگی نو و شرایط دنیای جدید هستند .. پدران و مادران نهایت رسیدگی به آنان را دارند و به آنان نسل فرزند سالار نیز می گویند .. نوع تعلیم و تربیت و آموزش دادن ، شرایط زندگی کردن ، استفاده از تکنولوژی جدید ، برای آنان با دهه های قبل بسیار متفاوت است و از شرایط مناسب و دسترسی آسان به همهء وسائل اطلاع رسان و راحت زندگی برخوردار هستند و مطمئنن نگرش و باورهای خاص خود را به زندگی و دنیایی که به آن وارد می شوند ، دارند . . .


نسل نو و جدید جایگزین نسل گذشته خواهد شد ، متفاوت با آنها و بسیار با دید باز نگاه ها و وسیع در نگرش و اندیشه ها . . . 


کمتر از پنج سال ، شاهد حضور این نسل در زندگی اجتماعی خود خواهیم بود .. نسلی که بسیار متفاوت و مغایر با نسلهای قبلی اجتماع خواهد بود و بی شک منتظر تغییرات زیادی در عرصهء اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، کشاورزی ، بازرگانی..... ،  و نوع فرهنگ ، باور و اعتقادات ، اندیشه ها ، و طرز تفکرات متفاوت آنان با دنیای و زندگی باید بود . . .


این دهه از استعمال کلمات زشت و ناپسند به شدت پرهیز می کند و برای خود و سایر افراد اجتماع ، و جوامع و ملتهای دنیای ارزش و احترام فراوانی قائل است و با نیکوترین جملات و الفاظ با آنان سخن خواهد گفت . . . 

 

پ . ن 1 : تغییرات و تفاوت دهه های نسلها در کشورهای جهان سوم و توسعه نیافته بسیار بیشتر از کشورهای جهان اول و توسعه یافته می باشد . . .  


پ . ن 2 : دنیای امروزی و نوع زندگی آن ، بسیاری از محدودیتها قبل را از بین بُرده و یا در حال حذف آنان می باشد و دسترسی آسان به همهء وسائل ارتباط جمعی روز به روز ممکن و میسر می سازد . . .


پ . ن 3 : تغییر و تحول همیشه در دنیای و نوع زندگیها بوده و هست و این تحولات و تغییرات شگرف برای همهء مردمان جهان بوده و خواهد بود و استثنایی وجود نخواهد داشت . . .


پ . ن 4 : تکنولوژی ؛ دشمن جهل و خرافات است . . .


پ . ن 5 : انتظار نباید داشت که این دهه به صندوق صدقات پول بیاندازد .. برای حل مشکلاتش به رمال و یا دعانویسی مراجعه نماید .. ساعتهای پای منبر کسی بنشیند که حرف می زند و به یک کلمه آن عمل نمی کند .. انتظار نباید داشت زندگی را در گذشته ها جستجو کند و حال و آینده را فدای گذشته نماید .. و کسی را مصون از اشتباه و مقدس بداند . . !!

خداوند را از روی علم و آگاهی می پرستد و ستایش می کند .. به زندگی حال بیشترین اهمیت را می دهد و گذشته را فقط یک تجربه و آینده را فقط با امیدواری می نگرد .. شغل ، درآمد ، مسکن ، تفریح و ملزومات زندگی را برای خود و دیگران می خواهد و از یک لحظه عمر به راحتی نمی گذرد .. تبعیض و اختلاف طبقاتی را قبول ندارد و در رفع آن تلاش می کند .. به خود و سایر افراد اجتماع اهمیت می دهد .. پیشرفت و به تکنولوژی اهمیت می دهد و در راه آبادانی کشور از هیچ کمکی فرو گذار نخواهد بود .. هیچ ظلم و ناحقی را قبول ندارد و در رفع آن با تمام توان می کوشد .. جامعه را از فقر و تهی دستی فارغ می کند و سرمایه های ملت را در راه ملت و کشور خرج می کند .. خود می کوشد و سرمایه ها را به سمت داخل جذب می کند و از خروج آن جلوگیری می کند .. بیشترین دغدغهء آنان مردمان کشور خود هستند نه مردمان سایر کشورهای دیگر . . !!

آری صاحب دنیای خداست .. حافظ دین و مردمان خداست .. هر چه را او بخواهد همان می شود اگر تمام مردمان دنیای نخواهند ..!! و هر چه او نخواهد همان می شود اگر تمام مردمان دنیای بخواهند ..!! وعدهء خداوند حق است و در گذر زمان هر چه را او بخواهد بر دنیای و مردمان می نشیند و غیر او هیچ چیز پایدار و ماندگار نیست .. روزی بی شک مرگ مردمان دنیای را فرا می گیرد و پایانی بر زندگی دنیوی آنان می دهد و آنان را بسوی یگانه خالق یکتای خود می برد .. هیچ کس عمر جاودان و همیشگی ندارد و بیندیشد که عاقبت کار چه می شود و روزی کجا می رود و این حیات مادی خود را چگونه توضیح می دهد . . !!

به حیات دو روزه دنیای غره نشویم که بی شک روزی تمام و کمال جا خواهیم گذاشت و دست خالی از دنیای و زندگی خواهیم رفت . . .

 

در این درگه که گه گه کُه کَه کَه کُه شود ناگه ... مشو غره به امروزت که از فردا نه ای آگه





bahram - taherpour


       دی 95

تاریخ ارسال: جمعه 11 فروردین 1396 ساعت 22:33 | نویسنده: دلسوختگان 239 نظر
( تعداد کل: 120 )
   1      2     3     4     5      ...      12   >>
صفحات